آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

تو آرامش قلبمی

1393/11/20 2:32
نویسنده : مامانی
698 بازدید
اشتراک گذاری

بنام خدای خوبیها

 

سلام مامانم ، شیرینم ، عزیز قلبم ، آروم جونم

 

جدیدا خیلی دوست دارم سرم رو با کارایی مثل آشپزی و شیرینی پزی و ... گرم کنم، 

این کارا علاوه بر اینکه خیلی سرحالم میکنه واسه توهم سرگرمی جالبیه و کنار من با وسایلی مث آرد ، یا چیزایی که بشه باهاشون بازی کرد کیف میکنی.

بازی با رنگا و کف (صابون یا ریش تراش) ، بازی با قیچی و کاغذ و ... کارایی که احساس میکنم برات جذابیت بیشتری پیدا کرده.

تو پیدا کردن دوست هم توانایی بیشتری پیدا کردی و بازی با یه همبازی واست جالبتره تا تنهایی.

عادت کردی هر وقت بریم بیرون حتما باید ببریمت پارک، چون الآن هوا م سرده یا شهربازی ژوپیتر ، یا شهر بازی هایپر استار و یا پارک بادی بوستان میریم.

حالا رفتنش دست خودمونه ولی واسه برگشت حتما یه تراژدی اشک و غرغر داریم.

عمو میلاد وقتی ایران بود داست یه لاک پشت خیلی کوچولو خرید، که اسمشو گذاشتی لاکی. خیلییییی دوسش داری و همش باهاش بازی میکنی.

صبحا که بیدار میشی بهش سلام میدی کلی باهم احوال پرسی میکنید، بعد از صبحانه هم به زور منو راضی میکنی که بیارمش بیرون و وقتی اون فسقلی شروع میکنه به راه رفتن کلی قربون صدقش میری و ذوق میکنی، حتی از شدت هیجان جیغ میکشی و با صدای بلند میخندی.

یه سری عکس جدید از ماه اخیر داشتم که میذارمشون...

 

 

 

این عکس لاکی شیطون و دوست داشتنی ما

امتحان نمیکنین ؟؟؟

آتنا و دوست کوچولوش هانا

آخخخخ چقد لالا دارم

پسندها (2)

نظرات (2)

نجمه
21 بهمن 93 14:59
عکساشو قربون دختر گلمونه رو ***مرسی خاله نجمه مهربون خودم.***
افسانه
24 بهمن 93 1:37
آخی ! چه لاک پشت نازی داره دخمل چه خوشتیپه ماشالله ! هزار ماشالله چه کیک خوشگلی درست کردی مامانی . دستت درد نکنه بوسسسسسسسسسسسسسسس ***مرسی افسانه جون جای شما و گل دختری خالی. بووووسسسس***